باید شکست می خوردم
باید همه چیز را از دست می دادم
تا فتح ِ ناگهانی ِ تو ،
با دستهای خالی
بزرگترین پیروزیِ من
تا امروز
فردا را
برایم ناشناخته تر کند
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
بوسیدمت که ببینم چه می شود؟
با بوسه های تو دینم چه می شود؟
بوسیدمت که ببینم زمان عشق؟
تکلیف شک و یقینم چه می شود؟
**
این پل که بین مجاز و حقیقت است
در آسمان و زمینم چه می شود؟
با دست عقل که چیزی نمی شود
پای دلم بشینم چه می شود؟
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
????من رهگذرکوچه عشقم چه کنم
????
????توآمدی ودل به توبستم چه کنم
????
????هرجابروم یادتواسمتوآنجاست
????
????تو بگو،بااین همه
????
????خاطره باید چه کنم....
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
با سلام خوش آمدید
مینویسم با قلم شکسته شاید که شاید فراموش کنم که خیلی خیلی تنهام
قصدم نشستن بود... اما در کنارت ....نه چشم انتظارت... قصدم شکستن غرورم بود... اما در آغوشت ...نه زیر پایت..... قصدم زندگی بود..... اما باتو ...نه با خاطراتت... قصدم پیرشدن بود... اما به پایت.......... نه به دستت
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
بيمار خنده هاي توام بيشتر بخند.............
گرمي آفتاب مني بيشتر بتاب ................
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
رويا هايي هست که شايد هرگز تعبير نشوند
اما هميشه شيرين اند
مثل رويــــاي بـــــــــــودن تو …!
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
حکایت ما
قصه ای بود پر از غصه
شبها لالایی های من
شبها عاشقانه های تو
شبها نوازش موهایت
شبها نوازش موهایم
حالا من مانده ام بی تو
حالا تو مانده ای بی من
حالا فقط شب هست و تنهایی
حالا شب هست و فقط تنهایی
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان

برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان
برچسب:
نویسنده: هلیا کریمیان